خواجه نصير الدين الطوسي

152

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

و آنكه از روحانيّات‌اند گويند كه اگر چه قوّت و قدرت بجملهء روحانيّات است و ما بتقرّب ايشان به حضرت صمديّت تقرّب مىنمائيم امّا هر روحانيّتى را هيكلى جداگانه است يعنى كواكب و آن كواكب را فلكى جداگانه ، [ 122 ] روحانيّات بمشابهت جان است و كواكب بمشابهت تن ، و اين كواكب كه روحانيّات را بمشابهت اجسادند هياكل نورانى شفاف‌اند در حالتى از اشرف الحالات ايستاده و عالم ايشان كون بىفساد و نشو بى تناسل و حيوان بىموت و نور بىظلمت و كمال بىنقصان و وجود بىعدم و ثبات بىتغيير و بقاى بىفنا و جوانى بىپيرى و صحّت بىمرض و قدرت بىعجز و على هذا ( القياس ) ، نمىزايند و نه ميرند و نه رنجور شوند و نه مانده مىشود ، و وجودشان وجود ابداعى از امر او تعالى ، و نوع‌شان در شخص و شخصشان در نوع ابدا دائما سرمدا بمانند ، و اينان بمتوسّطى اوّلىاند نه پيغمبران كه اشخاص بشرىاند از اين عناصر چهارگانهء هيولى كه جسمانيّات است ، هم ميزايند و هم مىميرند و هم رنجور ميگردند و هم مانده ميگردند ، و عالم ايشان كون با فساد و نشو با تناسل و حيات با موت و نور با ظلمت و كمال با نقصان و وجود با عدم و ثبات با تغيير و بقاى با فنا و جوانى با پيرى و صحّت با مرض و قدرت با عجز و على هذا ( القياس ) و هيچ حركت قولى و فعلى از ايشان صادر نمىتواند شد بىقوّت فيضى كه از أمر او تعالى بواسطهء روحانيّات بايشان ميرسد و هر چه پيغمبران و ديگر مردم در اين عالم ميگويند و ميكنند مقدّر است به تأثيرات كواكب و حركات افلاك در هر طالع كائنا من كان ، و اگر كسى در عالم بدرجهء ميرسد كه جهانى بفضل او معترف مىشود و در كمال بلاغت و شرف صناعت او بعجائب بمىمانند ، چون بمىنگرى آن هم از يك نظر مسعود عطارد مىباشد كه بر فلك ازو خوردتر ستارهء